بدون عنوان
سلام دخمل مامانی ! مامانی امروز سیزدهم مرداد ماه هست. شما امروز با بابایی رفتین سر کار . آخه کسی نبود شما رو پیشش بذاریم . ازبس مرخصی هم گرفتیم دیگه جایی برای مرخصی من و بابا نمونده. به خاطر همین بابا جون شما رو با خودش می بره فرستنده رادیویی. منم بعد از اینکه به خونه برگشتم ، بایستی ریخت و پاشهای شمار و جمع وجور کنم . قراره اگه بابایی رو زیاد اذیت نکنی بیشتر پیشش باشی تا من به کارهای خونه هم برسم . راستی پنج سال پیش در همین روز من وبابایی سر سفره عقد نشستیم. من این رو رو به بابای مهربون تبریک میگم . من وبابایی هر کدام از یه استان دیگه و شهر دیگه ای هستیم . که تو اردبی...
نویسنده :
مامان ال آی
10:55










