تولد ....
سلللللللام دخمل خوشمل مامانی ! عسلم اومدم دوباره واست گزارش بدم . اصلا ،من که اینارو می نویسم ،شما خانم خانما حوصله خوندنش رو داری یا نه؟ الله اعلم . ولی من به ایناش کاری ندارم ومی نویسم ....بزن بریم . آره داشتم میگفتم ، عشق مامان امروز تولد یه آدم خیلی مهم برای من ، عاشق برای شما، همراه وهمیار برای من ،و مهربون وفداکار برای شما هست. بنابراین روز قبلش با هم ( من وشما و دختر خاله ندا ) با هم رفتیم بازار وکادوی بابا جون رو گرفتیم .راستی واسه خودت هم عینک وبادکنک گرفتی! هم خودمون کیک تولدش رو پختیم و یه تولد کوچولوی خودمونی گرفتیم ...
نویسنده :
مامان ال آی
11:14




